دوستی

📝 امروز ياد يه خاطره اي از بچگيام افتادم. دوم راهنمايي كه بودم، صميمي ترين دوستم يكهو زنگ دوم اخلاقش باهام فرق كرد! هرچي تلاش كردم بفهمم چيه مشكلش بهم نگفت كه نگفت.. ما هميشه باهم برميگشتيم خونه، اما اون روز اصلا اينطور نبود و من باز هم نميفهميدم دليلش چي بود. اين قضيه دو روز ادامه داشت و من روز سوم به هر طريقي كه شد باهاش وارد صحبت شدم. بهم گفت: "تو صميمي ترين دوست مني، فقط ميخواستم بدونم حتي اگه بي دليل باهات رابطم به هم بخوره رفتارت چجوريه.." من اون موقع خيلي عصبي شدم كه چرا اين مسخره بازيارو در آورده و دليلش برام اصلا جالب نبود. تا امروز، تا اين چند وقت كه فهميدم اون روز حق با اون بود.. وقتي توي دوستيت همه چي از هم ميپاشه، ميبيني كه آيا طرف خيلي ناراحته يا نه. دنبال دليل هست يا نه، سماجت ميكنه تا همه چي مثل قبل شه و ميخواد درستش كنه يا بدون اينكه درستش كنه ميذاره ميره؟ فهميدم كه "ارزش دوستيت با يك نفر گاهي بعد از زمان دوستيت با اون آدم مشخص ميشه"

ارسال دیدگاه برای این مطلب